تبلیغات
دلنوشته های روز های تنهایی من - پدرم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مریم ...
تاریخ:یکشنبه 30 خرداد 1395-05:27 ب.ظ

پدرم

قلمم راست به ایست!
واژه ها...گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید و مودب باشید
صاحب شعر عزیزی ست بنام پدر
امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من
انقدر وسوسه دارم که بنویسم که نگو
تک و تنها و غریب
تو کجایی پدرم
انقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو
بس که دلتنگ توام از سر شب تا حالا
انقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو
انقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
انقدر بی تو در این شهر غریبم که نگو
پدر ای یاد تو آرامش من
امشب از کوچه دلتنگی من میگذری
انقدر حسرت آغوش تو دارم که نگو
گفته بودی : فرزندم عاشق اشعار تو ام
ای به قربان تو فرزند بیا دلتنگم
انقدر شعر برای تو بخوانم که نگو
رو به رویم بنشینی کافیست
همه دنیا به کنار
تو که باشی پدرم
دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام
انقدر واژه به پای تو بریزم که نگو
گر چه از دور ولی دست تو را میبوسم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


فاطمه
چهارشنبه 2 تیر 1395 12:47 ب.ظ
سلام عزیزم خیلی ناراحت شدم.چرا؟ چی شد؟
ایشالا خدا رحمتشون کنه. خیلی سخته امیدوارم خدا بهت صبر بده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.