تبلیغات
دلنوشته های روز های تنهایی من - :(


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مریم ...
تاریخ:یکشنبه 8 دی 1392-10:10 ق.ظ

:(

با ابنکه سه شنبه دارم می رم پیش مامانم اینا ولی دلم خیلی گرفته

نمی دونم چرا اینطوری شدم.

از یه سری چیزا خسته ام خیلییییییییییییییییییییییییییییی

شاید دارم چرت می گم بیخیال




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


فاطمه㋡
سه شنبه 17 دی 1392 02:39 ب.ظ
سلام عزیزم رسیدن بخیر.خدا رو شکر عزیزم که خوبی
پاسخ مریم ... : مرسی عزیزم
فاطمه
سه شنبه 17 دی 1392 08:24 ق.ظ
گاهی آدم همین طوری میشه، رفاه کاملو شرایط خوب داره اما دلش ناآرومه :(
از خدا برات دل ِ آروم و لب ِ خندون میخوام مریم خانوووووووووووووووووم
پاسخ مریم ... : مرسی عزیزم
فاطمه
چهارشنبه 11 دی 1392 01:28 ق.ظ
تو دیگه چرا مریم جونم. تو که همیشه شاد بودی
پاسخ مریم ... : الان دیگه خوبم
آن شرلی
سه شنبه 10 دی 1392 02:34 ب.ظ
من آنه شرلی هستم ـــ ـ
در دنیای خیالی ام نفس می کشم!!
شاید موهای قرمز ندارم،
شاید صورت کَک مکی ندارم اما...
یک دنیا حرف دارمـ ـ قرمزی موهایم را به دلی پر خون بخشیده و به جای کک اشک را بر صورتم نمایان کرده ام!!!
دیگر نپرسید تکرار غریبانه ی لحظات زندگی ات چه گونه گذشت؟
خدا بزرگ است،می گذرد!!!
من آن شرلی هستم
هرچند که در ثانیه ثانیه های زندگیم نوبهار حافظ خواهم ماند!
سرمه
یکشنبه 8 دی 1392 04:39 ب.ظ
چی شده مریم؟؟؟
پاسخ مریم ... : نمی دونم چیم شده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.