Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مریم ...
تاریخ:چهارشنبه 30 مهر 1393-09:31 ق.ظ

...

یک چیزهایی را برای خودتان نگه دارید؛ بگذارید ته ته دل تان و شبی و نصفه شبی بروید سراغشان و یادش کنید!
عکس هایی باید باشد که فقط خودتان ببینید، ته شیشه ء عطری که فقط خودتان بویش را به یاد داشته باشید ...
یک " حس هایی " باید فقط مال خودتان باشد. خساست کنید از بازگوییش... به کسی ندهید!

رفتنی اگر خواست برود بگذارید برود... اصرار نکنید به ماندنش... اما خاطره ها را سفت بچسبید و رها نکنید. خاطره ها گاهی نیمه شبی که دیوانه شدید دستتان را میگیرد... شک نکنید!
بعضی از کلمات مال شما هستند... به دیگران ندهید. عادت کنید کلمه ها را حراج نکنید. کلمات حرمت دارند . کاربردشان را محدود کنید به دیگرانی که دوست تر می دارید...
تماشا کنید، گوش بسپارید، نشنوید، لمس کنید، به خاطره بسپارید، نامه های کاغذی بنویسید، نترسید، بگذارید اشکی هم بچکد و کاغذتان را خراب کند.
یاد بگیرید دل یک حجم ضربان دار کوچک است.
نشکنیدش، غصه دارش نکنید...
اگر خط اشکی را روی صورتی می شود با انگشت اشاره پاک کنید ، دنبال دستمال کاغذی نگردید...
دنیا یک بار است،
فردا صبح شاید نباشد....!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :مریم ...
تاریخ:چهارشنبه 23 مهر 1393-10:25 ق.ظ

سیمین بهبهانی

مرحوم خانم سیمین بهبهانی:

زندگی‌ات را منوط  به بودن و نبودن آدمها نکن...

روی پاهای خودت بایست تا تنهایی‌ات را بیهوده نیابی و هیچکس را بهترین زندگی‌ات خطاب نکن...

یادت  باشد، آدمها بهترین که خطاب شوند خیالاتی میشوند...

هوا برشان میدارد و تو را به هر جهت که بخواهند میبرند...

زندگی ات را که مشروط به دیگران کنی، جایی برای کشف خودت باقی نمی‌گذاری...

آدمها که مهم تلقی شوند تغییرت می دهند. آنوقت تو میمانی و یک دوگانگی شخصیت.

یادت باشد کسی بهترن زندگی ات میشود که خودش بخواهد...

مبادا

عروسک خیمه‌شب بازی آلت دست دیگران شوی

مگذار زندگی‌ات محتاج تایید گرفتن از دیگران باشد...

با دهن کجی به تنهایی درونی ات، حفظ ظاهر کن...

از ترس بی کسی به آغوشهای پیش پا افتاده پناه نبر

هر تازه وارد، رنجی تازه است.

یادت باشد تازه واردها هم از ، ترس تنهایی به آغوش تو پناه می آورند...

دست تنهایی ات را به سمت هیچکس دراز نکن

تا منت هیچ خاطره‌ای اشتباهی بر سر بی کسی ات نباشد

جهان از چشم تو نخواهد افتاد

مادامی که از چشمهای خودت نیفتاده باشی...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :مریم ...
تاریخ:سه شنبه 1 مهر 1393-08:45 ق.ظ

پاییز

پائیز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگهای تازه مرا آشنا کند
پائیز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را بر ملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیاورد،خدا کند!!ا
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پائیز عاشق است،و راهی نمانده است
جز اینکه روز و شب بنشیند و دعا کند
شاید اثر کند،و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش....صدای پای خزان است،یک نفر
در را به روی حضرت پائیز وا کند
 علیرضا بدیع




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()